درباره Behro0z،
- نام بهروز - 1itnevis
- محل زندگی یه جایی تو دنیا
- وب سایت http://www.itnevis.co.cc/
آمار
- 138دنبال شدگان
- 95دنبال کنندگان
- 85پستهای برگزیده
- 3105پستها
دوستان
پستهای برگزیده بهروز - 1itnevis
با ستارهدار کردن پستهای خود یا دیگران در ویویو آن را به پستهای برگزیده اضافه کنید!
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين.امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو .امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت.
غضنفر با زنش دعواش می شه، چراغ رو خاموش می کنه. زنش می گه چرا چراغ رو خاموش کردی؟ می گه آخه جواب ابلهان خاموشیست!
در دریای عشقت شنا کردم ناگهان قورباغه ای دیدم فرار کردم...!!!
یکی میخواست بره تونس اما نتونس .... :دی
پيرزنه تو اوتوبوس هي مي گفته ني نای نا نای ني نای نای، همه هم دست ميزدن براش. بعد يهو دست مي کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار!
روزِ جهانیِ آخوند و گوگل : [لینک]
کبوتره مست میکنه به جای نامه ، ایمیل میبره ((:
به گزارش یک فرشته آگاه که نخواست نامش فاش شود، پروفسور شهید حاج سید دکتر علی کردان که قصد داشت با مدرک شهادت جعلی وارد بهشت شود دستگیر شد. D:
زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر میشوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت میخواهد تصویری زیبا از تو بسازد ...
سالهای سال گذشت و همچنان تولید کنندگان ساندیس نوشتند “از اینجا باز کنید” ولی مردم، از آنجا باز می کنند ... :))
هفت سين احمدي: ?.سهام عدالت ?.سهميه بندي بنزين ?.سفرهاي استاني ?.سوخت هسته اي ?.سفينه اميد ?.سربلندي غزه ?.سيب زميني
یه مهندس مکانیک با یه مهندس کشاورزی ازدواج میکنه ، پچه شون تراکتور میشه D:
تعجب عزرائيل! در زمان حکومت حضرت سليمان (ع) مردي ساده انديش در حالي که سخت ترسيده و وحشت کرده بود و چهره اش زرد و لبهايش کبود شده بود به سراي سليمان (ع) پناهنده شد و با عجز و لابه گفت:(ادامه در پست)
خوش بحال مسافرکش های خط آزادی که بی ترس زندان، آزادی آزادی را فریاد می زنند .........
يه روز يه پليسه جلوي يه نفر رو مي گيره . بهش ميگه گواهي نامه و كارت ماشين لطفاَ ، طرف ميگه : چيه،جمله بسازم......
يه روز به يه غضنفر ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!
خداوند بهشت را آفريد،نگاهي كرد و گفت :تبارك الله،چه زيبا آفريدم...مرد را آفريد، نظري انداخت و گفت احسنت،چه زيبا و با وقار آفريدم....زن را آفريد، نگاهش كرد و گفت :اشكال نداره ، آرايش مي كنه خوشکل ميشه
يه یارو شلنگ را برمي داره و تلويزيون را آب پاشي مي کنه ومي گه: مگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد.



.jpg)











.jpg)






.jpg)


























