- نام فانوس
- محل زندگی بیست متری دوم
آمار
دوباره دل هوای با تو بودن کرده!
هشت سال گذشت !
... و دعاهاییکه مستجاب شد ! خدایا شکرت !
فانوسی که دست دریاش رو رها کنه محکومه به کویر!
آه ای خدا ! چی میشه یک روزی دوباره ...
گوشی رو بردار تا صدات , یه ذره آرومم کنه !
نبوسیدمت تا برای آخرین بار نباشد! اما افسوس ...
... و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
صدای تو بعد از یک سال چقدر دلنشین بود
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت
عمرتوپای من نریز بفکرمن نباش عزیزحیف تو قربونی بشی توغصه زندونی بشی
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ، ورنه این دنیا که ما دیدیم ، خندیدن نداشت !
جلوی عکسش خودمو , با چشم گریون می کشم
... ولی امروز که دیگر اثری از او نیست ، نقش یک دل که به روی چینی ست ، ترکی دارد و من ، دربدر ، کوی به کوی ، در پی بند زنی می گردم !
سالها پیش که کودک بودم ، سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را بند میزد با عشق ، و من آن روز به خود می گفتم آخر این هم شد کار ! ولی امروز که دیگر اثری از او نیست ...
زیباترین عکسهای زندگیمون توی تاریکخونه ظاهر شدن . اگه زندگیتون تاریکه حتما خدا داره یه عکس خوب واستون ظاهر میکنه ! من که خیلی وقته منتظر این عکسم ! خدایا پس چی شد !
آخ که چقدر دلم هواشو کرده !
فکر می کنم داره یه مورد به موارد اعتیادم اضافه میشه ! ای خدا ! نــــــــــه !
الان یه آهنگ از حامد هاکان دانلود کردم ! فاجعس ! دل صاب مرده ! این چه وضعشه !؟ آدم قر تو کمرش میفته !! این وقت شبی !
ای بابا ! اولین پست من با sms ناکام موند ! نمیگین بچه تو ذوقش میخوره !؟






