- نام هامون
- محل زندگی ناکجا آباد
آمار
کار مردها این روزها شده است مثل شکارچی های اردک ، این مردها برای بدست آوردن یک زن تبدیل می شوند به یک زن ، حتی بعضی هایشان بی شرمانه می گویند : من امروز گریه کردم!
[لینک] زیباتر از مونالیزا...
خدایا اینکه یک کوتوله ی صد و هفتاد سانتی چند ملیون جوان رشید قد بلند را از زندگی ناامید کرده ، امتحان الهی است یا نشانه ی پیروزی شیطان؟
می خواهم پدرم را راضی کنم برود یک زن دیگر بگیرد ، دو زن که در خانه باشند امور بهتر رسیدگی می شود (طبق اصل رقابت).
آنقدرها با کسی صمیمی نیستم که ازو عیدی بخواهم ، فقط دلم می خواهد خدا امسال یک خواب خوب به من عیدی دهد :دی
همه ی مردان دنیا برادران منند ، و همه ی زنهای دنیا خواهران منند ، جز آن زن ، که زن برادر من است.
این روزها هر بچه غرتی که وبلاگ می زند ، قبل از گذاشتن هر گونه پستی اول "توکای مقدس" را لینک می دهد !
بهترین رفیق من بدریخت ترین رفیق من است ، آدم ها حتی ظرفیت ریخت هم ندارند، به همین خاطر شیطان ... است به ریختشان.
اوضاع این مملکت خیلی خراب شده ، کافیست یک نفر را آدم حساب کنی آنوقت دیگر آدم حسابت نمی کند!
شاید یک روز به خاطرت از چهل پنجره بگذرم ، اما امروز حالا آمدن تا پای پنجره ی اولی را هم ندارم....تقصیر من نیست...تو بد آفریدی!
هیچ "دوستت دارمی" از "دوستت دارمِ" یک کودک صادقانه تر نیست.
صدها سال است بابا نوروز در شکل پیرمرد لاغری با لبخند تلخ ظاهر می شود ، معلوم نیست کی این مرتکه ی خپل بد نیق را اینجا کرده بابا نوروز؟ افتضاح است افتضاح...
هیچوقت هیچ کس به من دل ربایی یاد نداد ، فقط یک بار یک نفر دم گوشم زمزمه کرد : "چیست فایده ی دل ربودن وقتی دلها بر باد است؟"
خوب می دانم چه رنجیست توی قلبش فرهاد ، وقتی داد می زند : "ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست...."
حتی اگر خواب ببینم معشوقه ام را عریان در آغوش مردی دیگر "باور نمی کنم آغاز فصل سرد را".
گمان نكنم خدايي كه اين همه [لینک] اهل شيطنت بازيست ، چند نفر را به خاطر ريش و حجاب راهي بهشت گرداند.
ابن سینا معتقد است فرستاده ای که از جانب خدا می آید نقطه ی تعادل عصرش می باشد ، به همین خاطر موسی و عیسی و محمد با هم فرق می کردند ، ابن سینا می گوید شبیه ترین انسان به خدا معتدل ترین انسان عصر است
روشن فکری این نیست که مثل فروغ شعر بگویی ، روشن فکری اینست که بدانی تقلید کار میمون است.
سوختم و رانده شدم ، رانده و دیوانه شدم ، دیو شدم ، مرگ شدم ، خاطر یک عشق تهی ، با همه بیگانه شدم ، راهی میخانه شدم ، می که مرا مست نکرد ، بی کس و کاشانه شدم .
به چیزی که دل داره ، دل نبند ،، چیزی که دل نداره نمی تونه دلت رو بشکنه!



