- نام مردی از این روزها
- محل زندگی اونجا
- وب سایت vaxi.blogfa.com
- بیوگرافی یک گودزیلا
آمار
یارو میگه هر کاری بکنم نون بور نیستم.پس ببین چه پدسگیه!
بیا برو تو باسنم رنگی در آر
برو به درک پد سگ بی همه چیز... برو به همونجایی که ازش اومدی
الان برم بالا کله به قا رفته!اخه میخوان بپرسن سفرت خوب بود؟ آخه به شما چه؟
از یه بحث داغ دارم بر میگردم.خسته شدم
دو تا مهمون داشتیم.که یه هویی یه بسته 12 تایی کاندوم در آورد از جیبش! ما فر خوردیم چاقو به دست شدیم.بعدا فهمیدیم تو کار واردات صادراته!!!
روی هر پرچمی پر از خونه...از اون کاوه بگیر تا هر کدومش.حالا پاناگولیس میگه حتی منی هم رو همشون هست!
بهش گفتم روحتو بده من ارضا کنم جسمت رو ببر بده اون یکیا...
یارو اومده سر کلاس تحلیل میگه املت رو حتما با شعله کم درست کنید.اون وقت میخوان فردا ساختمونایی که ما میسازیم محکم باشه!
چیزی نگو، چشمات همه چیز رو گفت
گفته بودم خیلی خیلی بدکاره ای؟ خوب حالا گفتم
گفته بودم که خیلی بی در و پیکر میرم. مثلا کلا بی پول میزنم به چاک جاده
مهديه اگه حالت خيلي بده.تاكيد ميكنم اگه خيلي بده.پاشو بيا اينجا قهوه بزنيم تو نور آفتاب مردم ببينم.اگه بده بمون همون جا
توي كافي نت نشستم.بخاري كنارمه.يه قهوه تو دستم!خورشيد داره كمرش ميشكنه....اين لحظه ها اوج امروز بودن
آدمه ديگه گاهي اينقدر بي خود ميشه كه تو يه روز گند ميزنه به كل زندگيش!هه هه
پد سگا من از شما نیستم.با فریاد خوانده شود
بهش گفتم برو از دوستت یه ماشین حساب بگیر یه روزه برات میارم.رفته یه ماشین حساب 60 تومنی خریده کلی هم عطر بهش زده.آخه اینم احساس تو داری؟:)
هوفففففففففف.پوفففففففف
رای ما رو پس بده....................یادش به خیر
داشتم به شهرم نگاه میکنم.به چراغایی که خاموش میشد.به چراغای که روشن میشد.به گریه هایی که تو هر کدومش بود.به خنده هاش... بعد عکس شهر رو سوزوندم




